ميرزا محمد حيدر دوغلات

390

تاريخ رشيدى ( فارسي )

خان يافت ، عنان توجه را برتافت و به همان راهى كه آمده بود برگشت . پادشاه تعاقب نمود . در كول « 1 » ملك از عقب رسيد و او را برگشتن ناچار شد . عبيد اللّه خان با سه هزار كس بود و لشكر پادشاه چهل هزار . 268 عبيد اللّه خان آيت كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ 269 را الى آخر خوانده برگشت و مقابله عظيم واقع شد . حق سبحانه و تعالى به اهل عالم ، خاصه به ارباب دول ، قدرت خود را نمودار كرد كه به كثرت لشكر و عدّت آلات ، غرّه نبايد بود . حضرت ملك ملوك الآفاق و مالك الملك بالاستحقاق « 2 » به هر كه خواهد دهد و از هر كه خواهد ستاند . عبيد اللّه خان با سه هزار پر ريخته كه قبل از اين به هشت ماه از اين جماعت گريخته بودند ، چهل هزار كس تپچاق 270 وار مسلح مكمل را درهم شكست و اين واقعه در صفر سنه ثمان عشر [ و تسعمايه ] « 3 » 271 بود . مدت پادشاهت پادشاه در سمرقند هشت ماه بود . چون پادشاه به سمرقند رسيد ، پاى اقامت را در پايهء تخت سمرقند نتوانست گذاشت . اختلال احوال هرچه باشد سمرقند را به درود كرده به حصار رفت و تواتر ايلچيان را پيش شاه اسماعيل متواتر گردانيده مبين اين حالات و التماس كومك نمود . وى نيز [ تقاضاى ] پادشاه را مبذول داشت ، ميرنجم 272 را كه امير الامراى او بود با شصت هزار كس كومك فرستاد . در اوايل زمستان بهار مذكور ، باز بر سر اوزبك متوجه شدند . چون به قرشى رسيدند ، شيخم ميرزا را مىگفت كه خال عبيد اللّه خان بود ، قلعه قرشى را محكم ساخته بود . اول به محاصره قرشى مشغول شدند . در اندك زمانى گرفتند ، مع شيخم ميرزا تمام اهل قرشى را چه از وضيع و شريف و چه از رضيع و خريف تمام را قتل عام كردند . اما سلاطين اوزبك هر كس در جايى قلعه خود را محكم ساخته بود . ( 172 پ ) جانى بيگ سلطان قلعه غجدوان را تحصين نموده بود . چون تركمان از قتل قرشى فارغ شد ، احوال قلاع ماوراء النهر را از پادشاه پرسيد « 4 » . پادشاه هر يك را بيان كرد . از همه قلعه

--> ( 1 ) . نب : كوال . ( 2 ) . نگ : - ملوك . . . بالاستحقاق . ( 3 ) . نب : - و تسعمايه . ( 4 ) . نب : رسيد .